|
علی امام من است و منم غلام علی تمام بود و نبودم فدای نام علی سلام ،سلام به خدای علی،سلام به خدای مرد بزرگ جهان،سلام به خود علی،سلام به مرد کهکشانیه تاریخ،سلام به دوستداران علی،سلام ...... با اینکه اکثر شما کم و بیش میدونید که من توی آپیدن فوق العاده تنبلم ولی آپ امروزم تقریبا" با یه فاصله ای کم از آپ قبلیمه و علتش هم فقط یه چیزه: چند دقیقه ی قبل به تلویزیون نگاه میکردم،صحنه ای که نشون میداد متعلق به نجف بود،نجف شهر امام عاشقان،اون مصرع اولی که بالا نوشتم توی این برنامه خوندن، علی امام من است و منم غلام علی ،یهو اشک توی چشام جمع شدو دلم لرزید،ناخودآگاه دلم هوای امامم رو کرد،هوای پدرم ،هوای علی مرتضی.......... با خودم گفتم تنها چیزی که میتونه آرومم کنه صحبت کردن راجع به خودش و با خودش و با خدای خودشه.... این بود که سیستمو روشن کردم و شروع کردم ............ خدایا میخوام از علی بگم ولی اینقدر کوچیکم که زبونم همراهیم نمیکنه،میخوام از عشقم به علی بگم ولی من کجا و اون مرد بزرگت کجا؟ میخوام از پدرم بگم از علی مرتضی،از ساقی کوثر،از امام اول ولی من لایق گفتن این همه عظمت نیستم. خدایا میخوام با پدرم حرف بزنم،میخوام بهش بگم دلم براش تنگ شده،اجازه هست؟ خدایا من نوکرتم خیلی بزرگی به خدا ......... پس شروع کنم؟ پس خدایا تو هم با من بگو یا علی!!!!!!!! یا علی جان امروز دلم ناجور برات تنگ شده،امروز من با همه ی وجودم صدات میکنم،میخوام بگم دوستت دارم خیلی هم دوستت دارم میتونم بهت بگم بابا مگه نه؟تو بابای همه ی باباهایی،تو باباتر از هرچی بابایی،میتونم بگم مگه نه؟ اگه بگی نمیتونم بگم به مامانم میگم هااااااا،مامانمو که میشناسی؟ آهان بارک الله،پس بگم بابا؟ ای جاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان ،بابای خودمی!!!!!!!!!!! بابا جونم میدونم که میدونی بنده ی سر تا پا تقصیر خدام،میدونم که میدونی دست نیازم به طرفش همیشه درازه،میدونم که میدونی شماها بهترین واسطه ها برای دستگیری هستین،میدونم که میدونی نه تنها من بلکه همه ی جوونا محتاج نگاه شمان،میدونم که میدونی خیلیها توی دلشون اینقدر غصه دارن که غصه ی من در برابر اون کوچیکه،میدونم که میدونی خیلیها محتاج کمکتن،میدونم که میدونی .......... بابای خوبم!!! من ،ما،همه ی جوونها،همه ی آدما به کمک در درجه ی اول خدا و بعد شما احتیاج داریم. بابای مهربونم میدونی که اگه ما کاری میکنیم یا مرتکب گناهی میشیم خیلی وقتها خودمون پشیمون میشیم ولی شاید روی بازگشت یا قدرت بازگشت رو نداریم!!! بابای گلم میخوام که نه تنها به من بلکه به همه ی ما کمک کنی که بتونیم بیشتر از قبل با تو و خانواده ات و خدای مهربونمون ارتباط برقرار کنیم! بابا علی خوبم،تو پیش خدا خیلی حرمت داری،تو پیش خدا اعتبارت وصف نشدنیه،از این اعتبارت استفاده کن و راجع به ما با خدا حرف بزن،همه ی ما محتاج نگاهیم هرچند گذرا از طرف خدا و تو و خانواده ات!!!!!! اصلا" بابا جون من دعا میکنم تو هم دوباره پیش خدا تکرارش کن و آمینش رو بگو،باشه؟....... پس میگم: خدایا در درجه ی اول به همه ی ما نعمت سلامتی عنایت بفرما (آمین) خدایا به همه ی بیماران سلامتی عنایت کن (آمین) خدایا پدر و مادر همه رو در پناه خودت حفظ کن و اگه به رحمت خودت رفتن بیامرزشون (آمین) خدایا عشق خودت رو توی دل همه ی ما قرار بده (آمین) خدایا به حرمت علی (ع) از همه ی گناههای ما ساده و آسون رد شو (آمین) خدایا مشکلات همه ی ما رو اون طوری که به صلاحمونه حل کن (آمین) خدایا خیلی دعاهاست که یادم رفته چی بگم و چه طوری بگم ولی هر کدوم که به صلاحمونه خودت برآورده اش کن (آمین) خدایا بابا علی رو واسه ی همه ی عمر برای ما حفظش کن (آمین) خدایا خودتو از ما دور نکن (آمین) خوب بابای گلم هر دعای دیگه ای هم که به ذهنت میرسه و برای ما خوبه خودت صاحب اختیاری دیگه!!!! امروز روز بزرگیه و همه ی ملت یه بار هم که شده صدات میکنن پس بیشتر از این مزاحمت نمیشم و برو به داد بقیه ی عاشقات برس!!! خدا جونم با بابام حرف زدم و حرفامو بهش گفتم ،دیگه تو میدونی و بابا خوبم !!! خیلی احساس خوبی دارم،احساس سبکی،احساس پرواز ،احساس ......... خدایا به خدا دوستت دارم به اندازه ای که اندازه نداره !!!!!!!!!
سلام به همه ی دوستان عزیز
همونطور که عده ای از شما دوستان میدونید من مدتی به وبلاگ سر نمیزدم و دوست خوبم هستی جان زحمت پاسخدهی به نظرات رو میکشید. از همه ی دوستان بامعرفتی که توی این مدت سر میزدن ممنونم و از همه ی اونایی که حتی به خودشون زحمت ندادن بعد اینکه فهمیدن من مدتی نیستم بیان و از هستی بپرسن که این غزل کجاست هم ممنونم!!!!! حقیقتش دلیل آپ امروز هم اینه که خودم دلم گرفته و با وجود اینکه اصلا" حس و حالم مساعد برای آپیدن نیست ولی به خاطر کسانی که سراغ آپ رو میگیرن و همیشه به من سر میزنن تصمیم گرفتم آپ کنم. اگه غمگینه یا هر چیز دیگه به بزرگی خودتون ببخشید!! چیزی که میخوام بنویسم آهنگیه که داشتم گوش میکردم و عاشق قسمت اول این آهنگم،مینویسم شاید آرومم کنه: یه شعله ی شکسته ،یه شمع رو به بادم ، خسته از این زمونه ،فریاد گریه دارم ! شده فضای سینه ، سیه چو روزگارم ،از همه دل بریدم ،دل به کسی ندادم ! عاشق شدم به چشمات ،دادم دلو به رویات ، رفتی و پا گذاشتی ، به سادگی رو حرفات ! با یاد تو همیشه ، عمرم تموم نمیشه ! تموم زندگیمو به چشمای تو دادم ،عمری به پات نشستم ، دل به کسی ندادم ،منتظرم یه روزی ،تو باشی در کنارم ! تموم زندگیمو به چشمای تو دادم ،عمری به پات نشستم ،دل به کسی ندادم ،منتظرم یه روزی ،تو باشی در کنارم ! عاشق شدم به چشمات ،دادم دلو به رویات ، رفتی و پا گذاشتی ، به سادگی رو حرفات ! با یاد تو همیشه ، عمرم تموم نمیشه !! این هم از آپ اون هم بعد نود و بوقی!!!!!!!!!! امیدوارم فضای دل شما رو غمگین نکرده باشم. پ ن ۱: غزلی عاشق نشده شایعه درست نکنین !!! پ ن ۲ : همون پ ن ۱ ولی چون مهم بود دوباره نوشتم!!!
خدا جونم اجازه هست؟ ........ وقت داری؟ ........... سرت شلوغه؟ .......... برم؟ ......... بمونم؟........من امشب دلم گرفته میخوام یه کم باهات حرف بزنم ......... ای وای ببخشید یادم رفت ........ سلام ........ سلام به خدای مهربون خودم،سلام به عشق اول و آخر خودم،سلام به بود و نبود خودم!!!
خدا جونم امشب شب شهادت مادرمه هاااااا ،مادرم رو که میشناسی مگه نه؟ ......... چی؟.......... بهتر از من میشناسی؟........ هدف از آفرینش کل جهان بوده؟ ........ میدونم ولی خوب خواستم به واسطه ی مادرم یه کم تحویلم بگیری دیگه!!......... من که اوضاعم بیریخته اقلا" اسم مادرم رو بیارم شاید یه گوشه ی چشمی به ما هم نشون بدی!!!! خدا جونم مادرم رو خیلی دوست داری مگه نه؟ ....... من رو چی؟....... من رو هم دوست داری؟.......مامانم رو بیشتر دوست داری؟ ........ میدونم ..... خوب حقشه چون کارش درسته ولی من چی؟.......ولی من هم خوبم هاااااااا....... میشه من رو هم یه کم بیشتر دوست داشته باشی؟....... میشه؟؟ ..... وای چه جوری؟ ....... باید خودم بخوام؟...........من که باهات رفیقم....... آهان باید بیشتر با هم رفیق شیم و یه جورایی دست برادری به هم بدیم مگه نه؟ .......نه؟ ....... چرا ضایع میکنی بابا.... خوب آره است دیگه چرا میگی نه!!!!!! احساس میکنم خیلی ازت دور شدم،احساس میکنم دلم میخواد ببوسمت،خداااااااااااااااااا میزاری بغلت کنم؟ میخوام آروم بشم .......آغوش کسی به جز تو نمیتونه آرومم کنه ،خدا جونم امشب مادرم رو آوردم واسطه،دست رد که به سینه ی مادر من نمیزنی مگه نه؟....... مادرم دختر پیامبره ...... مادرم همسر امام علی منه .......مادرم عشق همه است!!!!!!! خدا جونم من اشک میریزم ولی میدونم در مقابل اشک مادرم چیزی نیست ،پس تو رو به حرمت اشک مادرم من رو به حال خودم نزار،ولم نکنی هاااااااا،به خدا اگه ولم کنی بدبخت میشم !!!!!! خدا جونم میزاری یه کم با مامانم حرف بزنم؟ ......... ای من به فدای خداییت !!! مامان فاطمه ....... مامان زهرا ....... مامان خوبم....... یه نگاه به من میندازی؟ ...... به خدا منم دلم کوچیکه ....... به خدا منم دوستت دارم .......به خدا من هم خودت رو دوست دارم هم بابات رو ...... هم شوهرت رو هم بچه هات رو ......مامان مهربونم به خدا میگی تنهام نذاره؟....... میگن اگه مامانا دعا کنن خدا برآورده میکنه ...... مامان گلم برام دعا میکنی؟ ....... دعا کن که ناجور محتاج دعاتم...... مامان فاطمه ....... همیشه مامانم میمونی مگه نه؟......آره؟........... ای من به فدای پهلوی شکسته ات !!!! مامان جونم امشب خیلی اذیتت نمیکنم چون میدونم الآن بیشتر از همیشه احتیاج به استراحت داری...... پس استراحت کن که خودم فداییتم !!!!! ...... فعلا" خدا نگهدارت!!!!! خدا جون بیا با مامانم حرف زدم ........حرفام تموم نشده هااا ولی دیدم بیچاره تمام تنش زخمیه دلم نیومد اذیتش کنم!!! خدا جونم تو رو به حرمت مادرم،تو رو به حرمت فاطمه ی زهرا تنهام نزار و اجازه نده طعم تلخ بی خدا موندن رو احساس کنم! خدا جونم من با مامانم خداحافظی کردم ولی خدایا تو رو خدا مواظب مامانم باش!!!!!!!!
سلام به همه ی دوستان گل و مهربون این اولین آپ من در سال ۸۷ هست و از اینکه اینقدر دیر آپ میکنم از همه ی شما عذر میخوام برای آپ این دفعه یه شعر انتخاب کردم که البته ۵ بیت هست،یکی از دوستان این شعر رو برام خواند و من خودم واقعا" از این شعر خوشم اومد. امیدوارم شما هم لذت ببرید!!! تقدیم به همه ی شما:
با سلام خدمت همه ی شما دوستان عزیز!!!
امیدوارم هر جا که هستید و به هر کاری که مشغولید همیشه موفق و پیروز باشید. پیشاپیش سال نو رو به همه تبریک میگم و برای همه ی شما دلی خوش،تنی سالم ،عمری با عزت،روحی آزاد و اندیشه ای نو آرزو می کنم. هدف از این آپ اینه که من از طرف کامیار (از وبلاگ دانش پارسی) به یه بازی دعوت شدم و روند بازی به این صورته که باید ۵ تا از آرزوهای محال خودم رو بنویسم و همون طور که کامیار ۷ نفر رو برای ادامه ی بازی دعوت کرد من هم ۷ نفر رو دعوت کنم تا این بازی رو ادامه بدن. البته این ۷ نفری که انتخاب میشن اصلا" مجبور نیستن و این آپ کاملا" جنبه ی اختیاری داره! آرزوهای محال من : ۱.سر کامیار رو ببرم بذارم روی سینه اش ۲.من و فرح به روش خودمون بریم بهشت ۳.جایزه ی نفر اول شدنم رو توی مسابقه ی محمد رضا(از وبلاگ پسران اراکی ) از حلقومش بکشم بیرون ۴.بفهمم چرا بعضی هاااااا اینقدر بی معرفتن! ۵.به تمام آرزوهای محالم برسم خوب این هم از ۵ تا آرزوی محال من که امیدوارم روزی تحقق پیدا کنه نوبتی هم باشه نوبت اعلام اسامی دعوت شدگانه که این دوستان هم اگه مایل بودند میتونن همین کار رو ادامه بدن: ۱.فرح از وبلاگ بهترین من سلام ۲.محمد رضا از وبلاگ پسران اراکی ۳.حمیدرضا از وبلاگ عشق ۴.لیلا از وبلاگ نا آشنا ۵. حاجیه عسلی از وبلاگ بانو عسلی ۶.بیدل از وبلاگ چرا دل نمیدی؟ دل می سوزونی ۷.مارکار از وبلاگ نگین شهر خوب این هم از این! دوستان دیگه هم اگه مایل بودن می تونن این بازی رو انجام بدن ولی نمیدونم جایزه داره یا نه اگه نداشت همه با چماق میفتیم دنباال کامیار در انتها باز هم سال نو رو پیشاپیش تبریک میگم موفق باشیدو برقرار تا سال دیگه خدا نگهداااااااااااااااااااااار !!
ای جاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان،سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام خدا جونم چطوری؟دلم برات یه ذره شده،............ چرا تحویل نمیگیری؟...........خدااااااا ........... با تو هستم هااااااا ......... من اومدم پس چرا اصلا" تحویلم نمیگیری؟ .......... چی؟؟؟؟؟ ......... من فراموشت کردم؟ .......... من تحویلت نمیگیرم؟ ........... این حرفها چیه؟.......... من نوکرتم هستم.......... آخه من تورو تحویل نگیرم کی رو تحویل بگیرم؟ ........... مگه خودت نگفتی جواب سلام واجبه؟ ......... پس چرا جواب سلام منو ندادی؟ ..........دادی؟ .... ای کلک برای اینکه تریپ ناراحتیت به هم نخوره توی دلت جواب دادی !!!!!! ....... حالا برای اینکه دلم آروم شه بلند جوابم رو بده دیگه .........
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام ای جان دل سلام،چه سلام توپی بود هااااااا،ایول ،با این سلامی که گفتی جون گرفتم ،الهی من بمیرم تا نبینم که از دستم ناراحتی!!!!! میدونم خیلی وقته که نیومدم ولی خودت شاهدی که من فراموشت نکردم و همیشه به یادت بودم و هستم ولی مشکلات و مسائل مختلف باعث شد تا من نتونم اینجا با تو حرف بزنم ،به خاطر همین هم خیلی شرمنده ات هستم!!! الآن هم همینکه یه فرصت گیر آوردم اومدم تا با تو که عزیز دلمی حرف بزنم تا بلکه هم خودم آروم شم هم اینکه خوشحالت کنم ........... چی؟ .......... دوباره خودم رو تحویل گرفتم؟ .......... مگه من میام تو خوشحال نمیشی؟ .......... میشی؟ ........... ای جان .......... پس چرا اذیتم میکنی دهه .....!!! ولی خوبه هاااااا ........ میدونی چی؟ ......... من شنیدم آدمها هر کسی رو که بیشتر دوست دارن بیشتر هم اذیت میکنن ...... اگه تو اذیتم میکنی یعنی دوستم داری دیگه !!!!!!! .......... مگه نه؟ ......... جواب نمیدی؟ .......... بابا خجالت نکش بگو ......... من که میدونم دوستم داری ......... اصلا" نگی هم از ظواهر امر مشخصه ........ از قدیم گفتن : آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است؟؟!! ......... آهان نمیگی که پررو نشم؟ ........ بگو قول میدم توقعم بالا نره و خودم رو لوس نکنم !! ....... حالا بگو ببینم چه میکنی با این بنده های خلف و ناخلف؟ ......... این مدت من نبودم چی کار کردی؟ ....... خوش گذشت؟ ....... یه سوال برام پیش اومده ......... دلت برام تنگ نشده بود ؟ ........ چی ؟ ..... کشیدی تا گشاد شه؟ ........... خدا جونم نداشتیم هااااااا ........ بابا یه کم هم به من رو بده مگه چی میشه ......... نترس پررو نمیشم ........ چرا امروز هی ضد حال میزنی ........ حقمه؟ ... برای چی؟ ......... مگه چیکار کردم ؟ ..........آهان....... من که گفتم شرمنده ام،......... تمام سعی خودم رو میکنم تا تکرار نشه و بتونم زود به زود بیام ..... خوبه؟ .......... خدای خوبم این مدت به هر دری میزدم تا بتونم دو کلمه اینجا با تو صحبت کنم ولی نمیشد ........ گاهی اوقات اعصابم به حدی به هم میریخت که فقط صحبت با تو بود که میتونست آرومم کنه ....... خودت وکیلی (خدا وکیلی) راست میگم ..... خودت هم میدونی چون از دلم خبر داری ........... یه روز که حالم خیلی گرفته بود نشسته بودم و با خودم فکر میکردم، با خودم گفتم چرا من نمیتونم یه مدتیه برای خدا بنویسم منظورم همینجاست هاااا، با خودم گفتم نکنه خدا با من قهره،بعد به خاطر این فکر خودم رو سرزنش کردم و گفتم دیگه از این فکرها نکن چون خدا به این آسونیها که با بنده اش قهر نمیکنه،تا هروقت میتونم اسمت رو به زبون بیارم یعنی هنوز به من امید داری و منتظر بازگشتم هستی!!!!!!!!!! خدا ی مهربونم میدونم هنوز با من هستی چون من میخوام که جفتمون برای هم بمونیم و هیچ وقت همدیگه رو تنها نذاریم........ تو هم اینجوری میخوای مگه نه؟ .......... پس بیا به هم قول بدیم که همیشه با هم هستیم و هیچ کدوم همدیگه رو فراموش نمیکنیم،چون آدمها ممکنه وقتی به هم قول میدن نتونن عملی کنن ولی وقتی یه طرف قضیه تو باشی حتما" به قولشون عمل میکنن!! پس: خدایا تو رو خدا کمک کن تا بتونیم همیشه با هم بمونیم!!!!!
ای جااااااااااااااااااااااان ....... چیه ؟ ......... نباید می اومدم؟ .............. ناراحتی؟ ........ پس چی؟ ....... آّها اینکه خودم گفتم اینجا با تو درد دل نمیکنم رو میگی؟ ......... با خودم گفتم من که همیشه با خدا حرف میزنم چرا توی ماه خودش با خدا حرف نزنم؟ ......... برای همین این دفعه هم میخوام با تو صحبت کنم............. اشکالی داره؟ ........ ناراحت شدی؟ ........ میدونم شوخی کردم تو که ناراحت نمیشی بنده ات با تو صحبت کنه!!!
خوب چطوری؟......... ماه رمضونه دیگه بنده هات حسابی دارن با تو عشق میکنن ........ دوباره چی شد؟ ........ ای وای ببخشید سلاااااااااااااااااااااااام ........ اینقدر شوق حضورت قشنگه که یادم رفت ..... شرمنده ......... سلام! سلام به تو ای خدای خوبم،سلام به تو ای وجودم،سلام به تو ای نفسم،سلام به تو ای عشق من !! خدا جونم میخوام کمکم کنی تا این ماه پاک پاک بشم،میخوام وقتی این ماه تموم شد به خودم لعن و نفرین نفرستم که چرا این موقعیت رو از دست دادم..... میخوام خوب باشم ...... میخوام همه ی کارهام ردیف باشه ...... بذار راحت بگم میخوام آدم بشم !!!!!!! خدای خوبم اگه این ماه پاک نشم نمیدونم تا سال دیگه چه اتفاقی میفته؟ .......نمیدونم تا سال دیگه ماه رمضون زنده میمونم یا نه؟......... آخه بعضی ها سال قبل بودن ولی امسال دیگه نیستن .... من هم امسال هستم ولی چه تضمینی هست که سال دیگه هم باشم؟ ...... خدایا تو رو به این ماه عزیز،تو رو به حرمت روزه دار های واقعی،تو رو به برکت سفره ی افطار،تو رو به وقت اذان، تو رو به مناجاتهای شبانه،تو رو به عشق بازی بنده هات با خودت، تو رو حرمت نفس روزه دار،تو رو به خودت قسمت میدم، قسمت میدم که نذاری این ماه رو آسون از دست بدم!!! گاهی وقتها که به بعضی ها نگاه میکنم با خودم میگم واقعا" اسم روزه ی من هم روزه است؟ .... اینکه فقط نخورم و نیاشامم شد کار؟ ..... بعضی وقتها اینقدر موقع افطارو شام و سحری میخوریم که اصلا" نمیفهمیم گرسنگی و تشنگی چیه؟...... غافل از اینکه روزه میگیریم که اقلا" بفهمیم گرسنگی و تشنگی چه طعمی داره؟! خدای مهربونم من روزه ی خالص نمیگیرم ولی خودت شاهدی که میخوام خالص باشم، خودت کمکم کن تا بتونم ،کمکم کن که بتونم پاک بشم!!!!!!! خدایا یادته؟ ........ یادته کوچیک بودم .......... یادته چقدر پاک بودم؟ ......... یادته چقدر کارم درست بود؟ ......... یادته با اینکه کوچیک بودم ولی چقدر بزرگ بودم ،یادته قلبم چه صاف بود؟ ....... یادته اصلا" نمیدونستم دروغ چیه؟........ یادته اصلا" نمیفهمیدم فریب چیه؟ ...... یادته اصلا" معنی حقه بازی رو نمیدونستم؟ ........ یادته؟ ..... یادته؟ ........... اما الآن چی؟ ......... الآن هم خوب میدونم دروغ چیه هم معنی فریب رو فهمیدم ......... هم هزاران فرسنگ از اونی که بودم فاصله گرفتم !!!! خداااااااااااااااااااااااااا! چرا وقتی کوچیکیم دلمون دریاییه ولی وقتی بزرگ میشیم دلمون میشه اندازه ی برکه یا مرداب؟ ......... چرا جای صداقت رو دروغ میگیره؟ ....... چرا جای محبت رو کینه میگیره؟ ...... چرا جای عشق رو هوس میگیره ؟ ........ چرا وقتی بزرگ میشیم هیچ چی سر جای خودش نیست؟.......... چرااااااااا؟ ......... خدای عزیزم من دلم برای خود کوچیکم تنگ شده،دلم برای صداقت دوران بچگی تنگ شده...... دلم برای یک رنگیه دوران کودکی تنگ شده........ دلم برای محبتهای خالصانه ی دوران پاک کودکی تنگ شده .............. خدایا کمکم کن من اون پاکی و اون صداقت رو دوباره بدست بیارم ...... نمیدونم سال دیگه این موقع کجا هستم ؟......مرده ام یا زنده؟....... میخوام اگر که نیستم پاک رفته باشم .........میخوام همه ی چرکهای قلبم و روحم همینجا بمونه و خودم با پاکی و صداقت از این ماه خارج شم و همونطور هم بمونم!! عذابهای این دنیا هر چقدر هم سنگین باشه تموم میشه ولی عذابهای اون دنیا چی؟....... من حاضرم اینجا عذاب بکشم ولی از عذاب اون دنیا من رو معاف کنی .........من حاضرم این دنیا سختی بکشم و عذاب ببینم ولی پاک پاک شم و راحت برم !!! خدای خوبم یه خواهشی دارم ......... بگم ؟ .......... باشه ....... پس گوش کن: خدایا تو رو خدا تا پاک پاک نشدم من رو از این دنیا نبر!!!!!!!!!!!ا
سلام......سلام کردم هااااا.......... چیه ناراحتی؟..........دیر اومدم؟...........به خدا به یادت بودم ولی نشد که بیام اینجا.......... خوب ببخشید!............بخشیدی؟.......... آفرین!!!...میدونستم که مهربونی و به دل نمیگیری!!
امروز اومدم بگم شاید یعنی احتمالا" این آخرین باری باشه که میام اینجا تا با تو صحبت کنم،نه ناراحت نشو.......... من باهات حرف میزنم ولی مثل قبل.........خودم و خودت!!!!! ............. یعنی اینجا نمینویسم باشه؟............ البته نمیگم برای همیشه،شاید اصلا" دفعه ی بعد هم بنویسم ولی میخوام یه مدت بزنم توی یه حال و هوای دیگه......... خدا جونم به قرآن هنوز هم نوکرت هستم ولی فکر میکنم فعلا" اینجا باهات حرف نزنم بهتره.....خودت که میدونی منظورم چیه؟ ......... مثل قبل باهات حرف میزنم،مثل قبل همه ی دارایی من تویی،مثل قبل همه ی وجودم تویی،مثل قبل ............. میخوام از دفعه ی بعد اینجا یه چیزای دیگه بنویسم..... نمیدونم چی؟ ....... ولی اگه عمری باقی بمونه باز هم مینویسم!!!!!!!!!! خدای خوبم میدونی که دروغ نمیگم و دوستت دارم،دیدی که دفعه ی قبل به خودت قسم خوردم که میام و دوباره اومدم،میدونی که هنوز هم همه ی زندگی من هستی،پس از من ناراحت نباش که یک ثانیه ناراحتی تو از من برابر با مرگ منه!!!! خدایا منتظرم باش که من خیلی دوستت دارم،میخوای یه چیزی بگم که خیالت راحت بشه؟ باشه پس گوش کن: خدایا به خدا من هنوز هم همون قدر دوستت دارم!!!!
سلام خدا جونم چه طوری؟......حالت که خوبه؟.......خوب خودت رو شکر.........میبینم که خوشحال شدی از اینکه من اومدم......مگه میشه از اومدن بنده ات به طرفت ناراحت بشی!!!!!............. حالا که از هم صحبتی با من لذت میبری پس بیا قشنگ بشینیم دو کلوم با هم اختلاط کنیم!!
میگم خدا جون تا حالا فکر کردی که منو برای چی خلق کردی؟..... برای چی منو آفریدی؟.... آره بابا میدونم که تو خودت میدونی ولی من سر در نمیارم!!!!!!! اون دفعه از بابام پرسیدم آخه این سوسک (اییییییییشش) چه فایده ای داره که خدا خلق کرده اون هم چی؟با اون قیافه ی زشت و شاخکهای (اه اه) و .........؟ بابا گفت خلقت هیچ موجودی الکی نیست و هیچ مخلوقی بی فایده خلق نشده!!! بعد که با خودم خلوت کردم گفتم وقتی سوسک الکی خلق نشده و یه فایده ای داره،بابا من که دیگه کمتر از سوسک نیستم!!پس من هم به یه دردی میخورم،ولی به چه دردی؟؟؟!!!! خوب حالا بگو ببینم الآن که منو خلق کردی،پشیمون که نیستی؟..........باشه میدونم تو کاری رو بدون هدف انجام نمیدی و این یعنی که تو خواستی که من باشم........به خودم امیدوار شدم،میدونی چرا؟؟ چون تو خواستی من باشم و زندگی کنم و این یعنی من کم الکی نیستم!!! وقتی تو میخوای یکی باشه،این یعنی آخرش دیگه!! یعنی دوستش داری که نعمت حیات رو بهش دادی مگه نه؟........ پس چرا بعضی ها خودکشی میکنن؟...... چرا بعضی ها یادشون میره که تو خواستی اینا باشن؟ البته من هنوز توی قضیه ی خودکشی یه سری ابهاماتی برام وجود داره که هرچی بیشتر میپرسم بیشتر قاطی میکنم..... چی؟؟؟..... توی این چیزها دخالت نکنم؟؟....باشه چشم...پس بیخیال!!!! بحث اینه که تو که منو خلق کردی،خودت هم باید (تاکید میکنم باید) تا آخرش پشتم باشی! دیدی بعضی ها یه چیزی اختراع میکنن یا مثلا" خلق میکنن تا آخر از اون محافظت میکنن (تازه اسمشون هم توی کتاب اختراعات و اکتشافات ثبت میشه) تو که دیگه خدایی...... بابا خدایی گفتن!!!! میبینم که منو خلق کردی،میخواستی اسمت ثبت بشه؟..... باشه شوخی کردم ...... تو خودت فابریک ثبت شده ای اون هم نه توی دفتر اختراعات و اکتشافات...... بلکه توی قلب من!!!! خوب تهش که نفهمیدم هدف از خلقت چی بود ولی مطمئنم که به یه دردی میخورم... شاید من وسیله ای باشم برای کمک به کسی... شاید ........ ولی اینکه بعضی ها بخوان به خودکشی فکر کنن کاری بس بیهوده است (چه ادبی گفتم هاااا) خوب خدای خوبم دمت گرم،این دفعه هم مثل همیشه به حرفام گوش کردی و پایه بودی..... خوشم میاد همچین تا آخرش هستی هاااااااااا...... ایول!!!!! من دیگه برم......اگه عمری باقی بمونه دوباره میام سراغت تا خوشحالت کنم(چه پررو هستم هاااااا) ای بابا چیه؟........ میگم میام.........اینقدر بیقراری بنده ات رو نکن ...... باشه میام..... میخوای یه چیزی بگم خیالت راحت شه؟............ پس گوش کن: خدایا به خدا دوباره میام!!!!!
سلام خدا جونم خوبی؟........ دوباره اومدم ........ میخوام با تو حرف بزنم ........... حوصله ی منو داری؟.............. الهی من فدات شم !!!!!!!!!! خدای خوبم امروز دوباره بهم ثابت کردی که تنها کسی که تنهام نذاشت تویی،امروز یه حال عجیبی دارم، احساس میکنم بیشتر از همیشه به تو احتیاج دارم،به صحبت کردن با تو،احساس میکنم خیلی بیشتر از همیشه دوستت دارم!!!! خدای مهربونم اینقدر دوستت دارم که هرچی بیشتر صدات میکنم دلم بیشتر بدات تنگ میشه،اینقدر دوستت دارم که الآن که با تو صحبت میکنم صورتم از اشک چشمهام خیس میشه و دلم برای صحبت بیشتر با تو بی تابی میکنه!! میخوام بگم: همدل و هم نفسی نیست خدایا چه کنم؟......... همرهم جز تو کسی نیست خدایا چه کنم؟ از غم چرخ بلا ناله سپردم به نسیم .......... دست فریادرسی نیست خدایا چه کنم؟ خدایا من بنده ی خیلی خوبی نیستم شاید حتی بنده ی خوب هم نباشم ولی وقتی با تو حرف میزنم با خودم میگم حتما" خدا دوستم داره که به من اجازه داده تا باهاش صحبت کنم،حتما" خودش هم مشتاق به حرفام گوش کنه و این یعنی اوج عشق!!!!! خدایا من امروز احساس تنهایی کردم ولی وقتی با خودم خلوت کردم گفتم مهم اینه که تو تنهام نذاشتی،خدایا تو میدونی تنهایی چیه مگه نه؟ ...... چون خودت تنهایی! بهتره بگم یکتایی!!!! پس ای یکتای من تو رو به حرمت یگانه بودنت تنهام نذار،میخوام همیشه کنارم باشی و من از اینکه تو رو دارم احساس غرور کنم!!! خدا جونم میخوام همیشه به یادت باشم و توی دنیا غرق نشم،من از اینکه غرق دنیا بشم میترسم هااااا .......... میدونم که تو کمکم میکنی و این یعنی تو هم به یادم هستی!!!!! آخه میدونی چیه؟ ..... بگم؟......... باشه بابا عجله نکن ........شوخی کردم میدونم که عجول نیستی ...... حالا بگم؟ ........... پس گوش کن: خدایا من توی قلب کوچیکم چیزی دارم که تو توی عرش کبریاییت هم نداری،من چون تو خدایی دارم ولی تو چون خود خدایی نداری !!!!!! میبینم که یک ـ صفر به نفع من!!! ...... باشه شوخی کردم ولی تو که همیشه جلوتر از منی خوب بذار یک بار هم دل من خوش باشه دیگه!!!!!!!! خدا جونم میخوام یه چیزی بگم ولی ذوق زده نشی هااا ....... بگم؟ ...... باشه: من عاشقم ............عاشق تو ........... عاشق عشق تو !!!!!!!!!! خدایا دوست دارم بیام پیشت،دوست دارم وقتی مردم و تو هم دلت خواست تا من بیام پیشت: روی قبرم بنویسید کبوتر شدو رفت .......... زیر باران غزلی خواند،دلش تر شدو رفت ......... چه تفاوت که چه خورده است؟ غم دل یا سم؟ .......آنقدر مجنون بود که پرپر شدو رفت ..........روز میلاد همان روز که عاشق شده بود ........ مرگ با لحظه ی میلاد برابر شدو رفت .......... او کسی بود که از غرق شدن میترسید ....... عاقبت روی تن ابر شناور شدو رفت .........هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد ........ او با آسمان برابر شدو رفت ......... اسیر غریبی که این دنیا چون قفس آزارش میداد ......... عاقبت یک روز کبوتر شدو رفت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! آخیییییییییییییییییییییییش! راحت شدم،احساس آرامش خاصی دارم و این آرامش از با تو بودنه! خدایا من رو یه لحظه به حال خودم رها نکن،چون اگه تو از من رو بگردونی من جام ته ..............!!! خدای خوبم یه خواهشی ازت دارم: خدایا تو رو خدا تنهام نذار!!!!!!!
|
About![]()
Home
|